مادر میخواد ازدواج کنه.... نمی دونم در آیینه بود یا خودم بودم که حرف می زدم . هر چه بود خیلی سمج بود . مدام ، در فضای ساکت اتاق تکرار می شد تا حقیقت تلخ را بر سرم بکوبد که در شرف انجام شدن بود . دلم می خواست از جلوی ایینه بلند شوم ؛ اما قدرت اینکار را نداشتم و همانطور پریشان 

ساخته شده با پرنیان

نویسنده: سیمین شیر دل

حجم کتاب: 255 KB

دانلود