گمشده ام را به من بازگردان
به خانه رسیده بودند و کتایون دیگر حرفی نزد . دلش برای برادرش می سوخت . خودش هیچ مشکلی نداشت . عاشق بود و به زودی با عشقش ازدواج می کرد . اما غصه ی غم یکی از عزیزترین عزیزانش همچون باری سنگین بر شانه های نحیف او فشار می آورد و آرزو می کرد گشایشی حاصل شود و بار این غم را سبک کند . -خدایا کمکش کن یا پیداش کنه یا فراموشش کنه . ........
ساخته شده با پرنیان
نویسنده: زهرا متین
حجم کتاب: 197 KB
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۳/۱۶ ساعت 15 توسط mobileebooks manager
|
به وبلاگ mobileebooks خوش آمدید.