" پس از چهل روز و چهل شب ریاضت بالاخره فهمید موفق شده است . نه در صدایی کرد و نه پرده تکانی خورد. سکه نور هم، مثل یک سکه طلا، هنوز بر موزاییکها، و حالا بر گوشه طرف راست این پایین افتاده بود. فقط بویی، مثل نخی نازک از میان بوی عود و کندر می آمد... "

readmaniac

هوشنگ گلشیری

دانلود